چکیده
رفاه و بهبودی زندگی کودکان،پیوسته موضوع مورد علاقه همگان در سراسر جهان بوده است؛ لیکن تا به امروز،جهان شاهد آن است که تعداد زیادی
ازکودکان با مشکلات عمده ای مواجه هستند.اما در این بین تهدید های شدید دیگری به زندگی و تندرستی کودکان لطمه می زند که حاد ترین آن ،خشونت علیه آنان(کودک آزاری)است که باشدت هرچه تمام رو به افزایش است.
ادله جامعهشناسان در بیان افزایش كودك آزاری در سالهای اخیر بر این استوار است كه افزایش تعداد فرزندان در خانوادههایی كه توان اقتصادی و روانی نگهداری از كودكان خود را ندارند، موجب افزایش تنش و خروج از تعادل روحی و در نتیجه رو آوردن به سركوب ضعیفترین اعضای خانواده یعنی كودكان شده است.
کودک آزاری که از دوکلمه کودک(child)و آزار(abuse)تشکیل شده است،عبارت از هرگونه آسیب جسمی، روانی، جنسی، سوءاستفاده و بی توجهی و بدرفتاری با کودکان زیر سن 18 سال توسط فردی که حضانت و سرپرستی کودک را بر عهده دارد و یا توسط یک فرد بزرگتر که این فرد می تواند در کانون خانواده یا خارج از کانون خانواده باشد،می گردد.
طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، کودک آزاری عبارت است از هرگونه آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان ، یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک بدست والدین یا افرادی که نسبت به او مسئول هستند.
در سبب شناسی کودک آزاری به الگوهای روانپزشکی،جامعه شناختی و تعاملی اشاره گردیده است.و نیزنظریات مطرحی که درکودک آزاری تبیین شده اند عبارتنداز: الگوی انتقالی، رفتاری- شناختی و چهارچوب تحلیلی.
در قالب 35 اسلاید